الشيخ محمد تقي بهجت

387

جامع المسائل ( فارسي )

3 - بينى 3 - در بينى ديه كامله است اگر تماماً ازاله شود ، يا مارِن ( كه عبارت از منخرين و حاجز تا قصبه انف است ، يعنى نرمى آن كه سر آن تا قصبه آن است ) قطع شود . و در قصبه آن اگر به جنايت ديگر ازاله شود ارش است . شكسته شدن بينى و مثل قطع است در حكم ، اگر شكسته شد بينى تا حدّى كه فاسد و بىفايده شد . و اگر مجبور شد بينى شكسته شده بدون عيب ، پس در آن صد دينار است بنا بر اظهر . سوراخ كردن بينى و در سوراخ كردن منخرين و حاجز با تيرى و مثل آن ، ثلث ديهء بينى است . و همچنين در خَرم آن كه عبارت از شقّ حاجز است و تقطيع آن . و در صورت نفوذ و خَرم اگر مجبور شد بدون عيب ، احوط اداء خمس ديهء بينى ( كه دويست دينار است ) مىباشد . وارد شدن چاقو و امثال آن به نرمى بينى و اگر نافذه نفوذ كرد در يكى از دو نرمى بينى ، كه يكى از منخرين باشد تا حاجز ، پس عُشر ديه كه صد دينار است در صورت مجبور شدن ، و سدس ديه در صورت عدم صلاح فرموده شده ؛ و پنجاه دينار روايت شده بدون تفصيل مذكور ؛ و احوط اكثر از ارش و مذكور است با رعايت تفصيل . مشلول كردن بين در مشلول كردن بينى دو ثلث ديهء بينى است . استيصال ورثه در استيصال « روثة » نصف ديه است ، و در معنى آن خلاف است ( در منسوب به اصحاب و لغويّين ) از اين كه حاجز بين دو منخر است يا سر مارن كه محل تقاطر رعاف از بينى است ، و بيش از اين در هيچ كدام نقل نشده ؛ احوط تأديهء نصف است در هر كدام .